هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق، دردهای ناشی از این عشق و لذت‌های آن سخن می‌گوید. او عشق را به عنوان یک گنج در ویرانه‌های دل توصیف می‌کند و از مستی و شادی در بزم عاشقان یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و می‌نوشی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۲۴۹ - عشق جانان در میان جان خوشست

عشق جانان در میان جان خوشست
راز دلدار از جهان پنهان خوش است ۱

درد بی درمان او درمان ما
در دلم این درد بی درمان خوش است ۲

حال سودائی زلف یار من
همچو زلفش می برد سامان خوش است ۳

عشق و گنجی و دل ویرانه ای
آن چنان گنجی در این ویران خوشست ۴

جرعهٔ دُردی درد عشق او
جان ما را دادهٔ جان آن خوش است ۵

حال دل با عشق دلبر خوش بود
جان ما پیوسته با جانان خوش است ۶

نعمت الله مست و جام می به دست
جاودان در بزم سرمستان خوش است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - در محبت جان اگر بازی خوش است
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - نور روی او به او دیدن خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.