هوش مصنوعی:
این متن به مقایسهی عشق و عقل میپردازد و عشق را به عنوان حالتی مستانه و فراتر از درک عقل توصیف میکند. شاعر از زاهدانی که حال عاشقان را درک نمیکنند انتقاد کرده و زیبایی معشوق را نورانیکنندهی جهان میداند. همچنین، دل را گنجی ویرانه اما پر از عشق معرفی میکند و خود را به عشق مشهور میخواند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانهی این متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به زاهدان و بحثهای فلسفی دربارهی عقل و عشق نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۲۶۹ - عشق مستست و عقل مخمور است
عشق مستست و عقل مخمور است
عاقل از عاشقی بسی دور است ۱
ذوق مستی طلب کن از مستان
چه کنی همدمی که مخمور است ۲
زاهد ار حال ما نمی داند
هیچ او را مگو که معذور است ۳
آینه روشن است و می بینم
در نظر ناظری که منظور است ۴
آفتاب جمال او بنمود
لاجرم عالمی پر از نور است ۵
گنج ویرانه ای است این دل ما
لیکن از گنج عشق معمور است ۶
دیگران گر به عقل معروفند
نعمت الله به عشق مشهور است ۷
عاقل از عاشقی بسی دور است ۱
ذوق مستی طلب کن از مستان
چه کنی همدمی که مخمور است ۲
زاهد ار حال ما نمی داند
هیچ او را مگو که معذور است ۳
آینه روشن است و می بینم
در نظر ناظری که منظور است ۴
آفتاب جمال او بنمود
لاجرم عالمی پر از نور است ۵
گنج ویرانه ای است این دل ما
لیکن از گنج عشق معمور است ۶
دیگران گر به عقل معروفند
نعمت الله به عشق مشهور است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۸ - عشق مستست و عقل مخمور است
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰ - عشق مستت و عقل مخمور است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.