هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه به مفاهیمی همچون وفاداری، فنا و بقا، درد و درمان، عشق به معشوق، و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از عشق به معشوق (شاه) سخن میگوید و بیان میکند که تنها راه سعادت، تسلیم شدن در برابر او و نوشیدن درد عشق است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'خرابات' و 'رند سرمست' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
غزل ۲۸۹ - گر جفا می کند وفا آنست
گر جفا می کند وفا آنست
ور فنا می دهد بقا آنست ۱
نور چشم است و در نظر داریم
نظری کن ببین بیا آنست ۲
دُرد دردش بنوش و خوش می باش
دردمندی تو را دوا آنست ۳
قدمی تو در آ درین دریا
طلبش کن که آشنا آنست ۴
هر که غیری ز شاه ما جوید
نزد یاران ما گدا آنست ۵
به خرابات هر که فانی شد
رند سرمست بینوا آنست ۶
هر که گردد غلام سید ما
سید ملک دو سرا آنست ۷
ور فنا می دهد بقا آنست ۱
نور چشم است و در نظر داریم
نظری کن ببین بیا آنست ۲
دُرد دردش بنوش و خوش می باش
دردمندی تو را دوا آنست ۳
قدمی تو در آ درین دریا
طلبش کن که آشنا آنست ۴
هر که غیری ز شاه ما جوید
نزد یاران ما گدا آنست ۵
به خرابات هر که فانی شد
رند سرمست بینوا آنست ۶
هر که گردد غلام سید ما
سید ملک دو سرا آنست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۸ - کار عشقست و کار ما آنست
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰ - درد ار داری دوا همان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.