هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی است که به عشق الهی و جذبههای عرفانی میپردازد. در آن، عالم به عنوان تن و معشوق به عنوان جان توصیف شده است. شاعر از حیرت عقل در برابر جمال معشوق، پریشانی زلف او، و روشنایی جهان به نور روی جانان سخن میگوید. متن به بزم عشق و سرمستی عاشقان اشاره دارد و نعمت الله را به عنوان میر مستان معرفی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سرمستی و مستی عرفانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۹۸ - همه عالم تن است و او جان است
همه عالم تن است و او جان است
شاه تبریز و میر او جان است ۱
کنج دل شد به گنج او معمور
ورنه بی گنج کنج ویرانست ۲
عقل کل در جمال حضرت او
همچو من واله است و حیران است ۳
زلف او مو به مو پریشان شد
حال جمعی از آن پریشان است ۴
جام گیتی نمای دیدهٔ من
روشن از نور روی جانان است ۵
هرچه بینی به دیدهٔ معنی
نظری کن که عین این آن است ۶
بزم عشقست و عاشقان سرمست
نعمت الله میر مستان است ۷
شاه تبریز و میر او جان است ۱
کنج دل شد به گنج او معمور
ورنه بی گنج کنج ویرانست ۲
عقل کل در جمال حضرت او
همچو من واله است و حیران است ۳
زلف او مو به مو پریشان شد
حال جمعی از آن پریشان است ۴
جام گیتی نمای دیدهٔ من
روشن از نور روی جانان است ۵
هرچه بینی به دیدهٔ معنی
نظری کن که عین این آن است ۶
بزم عشقست و عاشقان سرمست
نعمت الله میر مستان است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۷ - هر که حلقه به گوش مردانست
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹ - هرکه چون ما حریف مستان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.