هوش مصنوعی:
این متن بر اهمیت بندگی، عشق و وحدت وجود تأکید دارد. شاعر عشق را گنجینهای در دل میداند و از تسلیم در برابر معشوق الهی سخن میگوید. همچنین، به برابری همه موجودات در پیشگاه حق و جایگاه ویژه رندان در مقام عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'رندان' و 'مستان' نیاز به پیشزمینه فرهنگی و ادبی دارد.
غزل ۳۰۰ - بندگی کن که کار نیک آن است
بندگی کن که کار نیک آن است
این چنین کار کار نیکان است ۱
دل ما دلبری که می بیند
جان به او می دهد که جانان است ۲
آفتابی به مه شده پیدا
گرچه او هم به ماه پنهان است ۳
موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب
نزد ما هر چهار یکسان است ۴
کنج دل گنجخانهٔ عشق است
خانه بی گنج کُنج ویران است ۵
زاهدان را مجال کی باشد
در مقامی که جای رندان است ۶
بندهٔ سید خرابات است
نعمت الله که میر مستان است ۷
این چنین کار کار نیکان است ۱
دل ما دلبری که می بیند
جان به او می دهد که جانان است ۲
آفتابی به مه شده پیدا
گرچه او هم به ماه پنهان است ۳
موج و بحر و حباب و قطرهٔ آب
نزد ما هر چهار یکسان است ۴
کنج دل گنجخانهٔ عشق است
خانه بی گنج کُنج ویران است ۵
زاهدان را مجال کی باشد
در مقامی که جای رندان است ۶
بندهٔ سید خرابات است
نعمت الله که میر مستان است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - هرکه چون ما حریف مستان است
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - نعمت الله حریف مستان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.