هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر درد عشق را درمان جان خود میداند و معتقد است که عشق معشوق، با وجود رنجآور بودن، ارزش فدا کردن جان را دارد. او خود را گدای معشوق میخواند و معتقد است که تنها کسی که حال او را میفهمد، کسی است که مانند او عاشق باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۲۰ - درد عشقش دوای جان من است
درد عشقش دوای جان من است
دُرد دردش شفای جان من است ۱
جان من تا گدای حضرت اوست
شاه شاهان گدای جان من است ۲
جان من در هوای اوست مدام
همه جان در هوای جان من است ۳
حال جان مرا کسی داند
که چو من آشنای جان من است ۴
عشق او را به جان خریدارم
گرچه عشقش بلای جان من است ۵
جان من از برای جانان است
عشق جانان برای جان من است ۶
او مرا کشت و زندهٔ ابدم
سیدم خونبهای جان من است ۷
دُرد دردش شفای جان من است ۱
جان من تا گدای حضرت اوست
شاه شاهان گدای جان من است ۲
جان من در هوای اوست مدام
همه جان در هوای جان من است ۳
حال جان مرا کسی داند
که چو من آشنای جان من است ۴
عشق او را به جان خریدارم
گرچه عشقش بلای جان من است ۵
جان من از برای جانان است
عشق جانان برای جان من است ۶
او مرا کشت و زندهٔ ابدم
سیدم خونبهای جان من است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۹ - دُرد دردش دوای جان منست
گوهر بعدی:غزل ۳۲۱ - عشق جانان من غذای من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.