هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر عشق و ارادت بیحد شاعر به معشوق الهی (حضرت او) است. شاعر خود را فانی در وجود معشوق میداند و تمام هستی و حیات خود را مدیون او میشمارد. او دیگران را در پی لذات دنیوی میبیند، در حالی که دلش تنها مشتاق معشوق است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در این متن، درک آن را برای کودکان دشوار میسازد. نوجوانان و بزرگسالان با پیشینه فرهنگی و آشنایی با ادبیات عرفانی بهتر میتوانند با این متن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۳۱ - شاه شاهان گدای حضرت اوست
شاه شاهان گدای حضرت اوست
جان عالم فدای حضرت اوست ۱
در نظر این و آن نمی آید
دیده خلوت سرای حضرت اوست ۲
در دلم غیر او نمی گنجد
دیگری کی به جای حضرت اوست ۳
همه کس آشنای خود یابد
هر که او آشنای حضرت اوست ۴
من ز خود فانیم به او باقی
این حیات از بقای حضرت اوست ۵
زاهدان در هوای حور و بهشت
دل من در هوای حضرت اوست ۶
نعمت الله که میر مستان است
نزد رندان عطای حضرت اوست ۷
جان عالم فدای حضرت اوست ۱
در نظر این و آن نمی آید
دیده خلوت سرای حضرت اوست ۲
در دلم غیر او نمی گنجد
دیگری کی به جای حضرت اوست ۳
همه کس آشنای خود یابد
هر که او آشنای حضرت اوست ۴
من ز خود فانیم به او باقی
این حیات از بقای حضرت اوست ۵
زاهدان در هوای حور و بهشت
دل من در هوای حضرت اوست ۶
نعمت الله که میر مستان است
نزد رندان عطای حضرت اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - همه عالم حجاب حضرت اوست
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - همه عالم فدای خدمت اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.