هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر وحدت وجود و عشق به معبود است. شاعر خود را فانی در حق و موجود به وجود او میداند و همه چیز را تجلی جود الهی میخواند. او عرفان را راهی به سوی مقصود نهایی میداند و همه چیز را جز خدا خیالی بیش نمیپندارد. در نهایت، شاعر خود را ساجد درگاه حق و مستفیض از نعمتهای او میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۳۳۹ - بنده ایم و عابد و معبود اوست
بنده ایم و عابد و معبود اوست
بلکه معدومیم ما موجود اوست ۱
گر کسی راهست مقصودی دگر
عارفان را از همه مقصود اوست ۲
جود او بخشید عالم را وجود
نیک دریابش که عین جود اوست ۳
این و آن نقش خیالی بیش نیست
آنکه هست و باشد و هم بود اوست ۴
سر نهاده پیش او بر خاک راه
ساجدیم و حضرت مسجود اوست ۵
حکم میخانه به ما انعام کرد
آنکه ما را این عطا فرمود اوست ۶
نعمت الله جان به جانان داد و رفت
نزد یاران عاقبت محمود اوست ۷
بلکه معدومیم ما موجود اوست ۱
گر کسی راهست مقصودی دگر
عارفان را از همه مقصود اوست ۲
جود او بخشید عالم را وجود
نیک دریابش که عین جود اوست ۳
این و آن نقش خیالی بیش نیست
آنکه هست و باشد و هم بود اوست ۴
سر نهاده پیش او بر خاک راه
ساجدیم و حضرت مسجود اوست ۵
حکم میخانه به ما انعام کرد
آنکه ما را این عطا فرمود اوست ۶
نعمت الله جان به جانان داد و رفت
نزد یاران عاقبت محمود اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۸ - هر چه می بینی همه انوار اوست
گوهر بعدی:غزل ۳۴۰ - چشم ما روشن به نور روی اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.