هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق (دوست) است. شاعر از بیقراری دل، آرزوی وصال، و تأثیر حضور معشوق در زندگی خود میگوید. او زیباییهای جهان را در سایهٔ جمال معشوق میبیند و خود را در مقام عاشقی فانی در محبوب توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانهٔ این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۳۴۱ - جانم خیال شد به خیال خیال دوست
جانم خیال شد به خیال خیال دوست
دل بیقرار گشت به عشق وصال دوست ۱
هر کس به آرزوی جمالست در جهان
مائیم و آرزوی خیال جمال دوست ۲
مهر منیر چیست شعاعی ز روی یار
یا کیست ماه نو چو غلامی هلال دوست ۳
تا زنگ غیر ز آئینهٔ دل زدوده ام
در آینه ندیده ام الوصال دوست ۴
مردم ندیده اند و گر سرو راستین
بر جویبار دیدهٔ ما چون هلال دوست ۵
ما را کمال نیست به خود ای عزیز ما
داریم ما کمال ولی از کمال دوست ۶
سید تو بار جان منه اندر وثاق دل
کاین خانه جای رخت بود یا محال دوست ۷
دل بیقرار گشت به عشق وصال دوست ۱
هر کس به آرزوی جمالست در جهان
مائیم و آرزوی خیال جمال دوست ۲
مهر منیر چیست شعاعی ز روی یار
یا کیست ماه نو چو غلامی هلال دوست ۳
تا زنگ غیر ز آئینهٔ دل زدوده ام
در آینه ندیده ام الوصال دوست ۴
مردم ندیده اند و گر سرو راستین
بر جویبار دیدهٔ ما چون هلال دوست ۵
ما را کمال نیست به خود ای عزیز ما
داریم ما کمال ولی از کمال دوست ۶
سید تو بار جان منه اندر وثاق دل
کاین خانه جای رخت بود یا محال دوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - چشم ما روشن به نور روی اوست
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - همه را از همه بجوی ای دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.