هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه به بیان وابستگی وجود انسان به وجود الهی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند نور، عود، و بزم عشق، رابطهی عاشقانهی خود با معشوق حقیقی را توصیف میکند. او وجود خود را پرتویی از نور وجود الهی میداند و هر آنچه را که میبیند و میشنود، ناشی از او میپندارد. در نهایت، شاعر به مستی و لاابالیگری در راه عشق اشاره میکند و همهچیز را از انعام و بخشش معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم عمیق عرفانی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۳۵۰ - ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست
ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست
بود وجود ما به حقیقت وجود اوست ۱
بی نور بود ِ او نبُود بود هیچ بود
بودی که هست پرتوی از نور بود اوست ۲
بشنو به ذوق گفتهٔ عشاق بزم عشق
کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست ۳
عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت
بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست ۴
گر رند دردمند خورد درد گو منال
کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست ۵
مستیم و لاابالی و بر دست جام می
در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست ۶
این قول سید است که نامش چو بشنوی
واجب شود به تو سخنی کان درود اوست ۷
بود وجود ما به حقیقت وجود اوست ۱
بی نور بود ِ او نبُود بود هیچ بود
بودی که هست پرتوی از نور بود اوست ۲
بشنو به ذوق گفتهٔ عشاق بزم عشق
کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست ۳
عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت
بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست ۴
گر رند دردمند خورد درد گو منال
کاین شربتی نکوست زیان نیست سود اوست ۵
مستیم و لاابالی و بر دست جام می
در بزم هر چه هست ز انعام جود اوست ۶
این قول سید است که نامش چو بشنوی
واجب شود به تو سخنی کان درود اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۹ - هر چه بینی مظهر اسمای اوست
گوهر بعدی:غزل ۳۵۱ - بشنو ای دوست این سخن از دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.