هوش مصنوعی: این متن شعری است که بهار و طبیعت را توصیف می‌کند و از لولیان (عشاق) می‌خواهد که از شهر تن بیرون بیایند و با طبیعت همراه شوند. شاعر از بی‌وفایی جهان و جفای عاشقان سخن می‌گوید و بیان می‌کند که جان عاشق از جور و جفا زنده است. او همچنین از اهمیت درک زیبایی‌های طبیعت و عشق به عنوان راهی برای درک جهان صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق مانند بی‌وفایی جهان و جفای عاشقان نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۲۰۰۹ - نک بهاران شد، صلا ای لولیان

نَک بهاران شُد، صَلا ای لولیان
بانگِ نای و سَبزه و آبِ رَوان ۱

لولیان از شهرِ تَنْ بیرون شوید
لولیان را کِی پَذیرد خان و مان؟ ۲

دیگران بُردند حَسرتْ زین جهان
حَسرتی بِنْهیم در جانِ جهان ۳

با جهانِ‌‌ بی‌وَفا ما آن کنیم
هرچ او کرده‌ست با آن دیگران ۴

تا حَریفِ خود بِبینَد او یکی
اِمْتَحانِ او بیابَد اِمْتِحان ۵

نی غَلَط گفتم، جهانْ چون عاشق است
او به جان جویَد جَفایِ نیکُوان ۶

جانِ عاشقْ زنده از جور و جَفاست
ای مُسلمان جانْ کِه را دارد زیان؟ ۷

راهِ صَحرا را فُروبَست این سُخَن
کَس نَجویَد راهِ صَحرا را دَهان ۸

تو بگو دارد دَهانِ تَنگِ یار
با لَبِ بَسته، گُشادِ‌‌ بی‌کَران ۹

هر کِه بر وِیْ آن لَبان صَحرا نشُد
او نه صَحرا دانَد و نی آشیان ۱۰

هر کِه بر وِیْ زان قَمَر نوری نَتافت
او چه بیند از زمین و آسْمان؟ ۱۱

هر کسی را کین غَزَل صَحرا شود
عیش بیند زان سویِ کَوْن و مکان ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۰۸ - می بده ای ساقی آخرزمان
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱۰ - بشنو از دل نکته‌های ‌بی‌سخن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.