هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوع عشق الهی و عرفان میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون عشق به معشوق، زندگی بیمعناست و عاشقان به کفر و ایمان توجهی ندارند. همچنین، اشاره میکند که درد عشق بهتر از درمان آن است و حال مستان را تنها کسانی درک میکنند که خود آن را تجربه کردهاند. در پایان، تأکید میکند که کفران نعمت خداوند باعث دوری از اسلام واقعی میشود.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کفر و ایمان ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
غزل ۳۷۵ - در دل هر که عشق جانان نیست
در دل هر که عشق جانان نیست
مرده دانش که در تنش جان نیست ۱
عاشق زلف و روی معشوقم
التفاتم به کفر و ایمان نیست ۲
در خرابات چون من سرمست
هیچ رندی میان رندان نیست ۳
ای که درمان درد می جوئی
خوشتر از درد درد درمان نیست ۴
حالتی دیگر است مستان را
تو ندانی اگر تو را آن نیست ۵
نور چشم است و در نظر پیداست
روشنش را ببین که پنهان نیست ۶
هر که کفران نعمت الله کرد
در همه مذهبی مسلمان نیست ۷
مرده دانش که در تنش جان نیست ۱
عاشق زلف و روی معشوقم
التفاتم به کفر و ایمان نیست ۲
در خرابات چون من سرمست
هیچ رندی میان رندان نیست ۳
ای که درمان درد می جوئی
خوشتر از درد درد درمان نیست ۴
حالتی دیگر است مستان را
تو ندانی اگر تو را آن نیست ۵
نور چشم است و در نظر پیداست
روشنش را ببین که پنهان نیست ۶
هر که کفران نعمت الله کرد
در همه مذهبی مسلمان نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - شک به عدم نیست که او هیچ نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - هر کرا درد نیست درمان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.