هوش مصنوعی: این متن عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفی‌مسلک است که مفاهیمی مانند عشق الهی، جستجوی حقیقت، و ناپایداری دنیا را بیان می‌کند. در آن از استعاره‌هایی مانند گنج و مار، آب حیات، و نی برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده شده است. شاعر تأکید می‌کند که وجود و ارزش همه چیز از جود الهی است و عشق را به عنوان سلطان عالم وجود معرفی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی استعاره‌ها و مفاهیم مانند 'عشق سلطان است' یا 'بی او جمله عالم لاشی است' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۰۴ - هرکجا گنجیست ماری در وی است

هرکجا گنجیست ماری در وی است
کنج هر ویرانه بی گنجی کی است ۱

خوش حبابی پرکن از آب حیات
جام ما این است و آن عین وی است ۲

یافته عالم وجود از جود او
ورنه بی او جمله عالم لاشی است ۳

نائی و نی هر دو همدم آمدند
عالمی رقصان از آن بانگ نی است ۴

عشق سلطان است در ملک وجود
عقل مانند رئیسی در وی است ۵

ساغری گر بشکند اندیشه نیست
ساغری دیگر روانش در پی است ۶

نعمت الله هر که می جوید به عشق
گو ز خود می جو که دایم با وی است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۳ - هرچه بینی جمله آیات وی است
گوهر بعدی:غزل ۴۰۵ - در نظر عالم چو جامی پر می است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.