هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، فنا در معشوق، رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به وصال معنوی می‌پردازد. شاعر از زبان یک عاشق سخن می‌گوید که با گذشتن از خود و تعلقاتش، به معشوق حقیقی می‌رسد و در نهایت به آزادی و رهایی دست می‌یابد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل می‌گیرد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۲۴ - رند سرمستی ز پا افتاد و رفت

رند سرمستی ز پا افتاد و رفت
سر به پای خم می بنهاد و رفت ۱

بی خیانت او امانت را سپرد
عاشقانه جان به جانان داد و رفت ۲

گندم و جو کاشت خرمن گرد کرد
داد خرمن را همه بر باد و رفت ۳

شد مجرد خرقه را اینجا گذاشت
ماند این دنیای بی بنیاد و رفت ۴

هر که او با ما درین دریا نشست
در محیط بیکران افتاد و رفت ۵

گرچه بسیاری غم هجران کشید
وصل او چون یافت شد دلشاد و رفت ۶

لطف سید بندهٔ خود را نواخت
بنده شد از لطف او آزاد و رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۳ - عاشقی جان را به جانان داد و رفت
گوهر بعدی:غزل ۴۲۵ - نعمت الله جان به جانان داد و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.