هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر دیدگاهی عارفانه و رندانه نسبت به زندگی و مرگ است. شاعر با بیانی شورانگیز از رهایی از تعلقات دنیوی، عشق به معشوق و رفتن با شوق و عاشقانه سخن میگوید. او بر زندهدلی و سرمستی تأکید دارد و مرگ را نه به عنوان پایان، بلکه به عنوان حرکتی عاشقانه و آگاهانه تصویر میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و رهایی از تعلقات دنیوی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۳۱ - فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
رند سرمست از جهان خواهیم رفت ۱
رخت خود را تا کناری می کشیم
ناگهانی از میان خواهیم رفت ۲
تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد
ما بر زنده دلان خواهیم رفت ۳
گر خطاب ارجعی آید به ما
عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت ۴
عارفان رفتند از این عالم بسی
ما دگر چون عارفان خواهیم رفت ۵
جان ما دل زنده از جانان بود
زنده دل از ملک جان خواهیم رفت ۶
از ازل رندانه سرمست آمدیم
نزد سید هم چنان خواهیم رفت ۷
رند سرمست از جهان خواهیم رفت ۱
رخت خود را تا کناری می کشیم
ناگهانی از میان خواهیم رفت ۲
تا نگوئی بنده ای از خواجه مُرد
ما بر زنده دلان خواهیم رفت ۳
گر خطاب ارجعی آید به ما
عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت ۴
عارفان رفتند از این عالم بسی
ما دگر چون عارفان خواهیم رفت ۵
جان ما دل زنده از جانان بود
زنده دل از ملک جان خواهیم رفت ۶
از ازل رندانه سرمست آمدیم
نزد سید هم چنان خواهیم رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.