هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و شیدایی، درد و درمان، و میل به فنا و بقا سخن می‌گوید. او با بیان تصاویری مانند خرابات مغان، زنار زلف بتی، و میخانه، حالات عاشقانه و سودازده خود را توصیف می‌کند و در نهایت به بازگشت به خدا اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به می‌نوشی و خرابات، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح داشته باشد.

غزل ۴۳۲ - به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت

به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت
دردمندانه به امید دوا خواهم رفت ۱

باز زنار سر زلف بتی خواهم بست
من سودا زده در دام بلا خواهم رفت ۲

گنج در گوشهٔ میخانهٔ سرمستان است
از چنین جای خوشی بنده کجا خواهم رفت ۳

چون سردار فنا دارِ بقا می بخشد
عاشقانه به سرِ دار فنا خواهم رفت ۴

می روم تا به سراپردهٔ او مست و خراب
بر در عاقل مخمور چرا خواهم رفت ۵

به امیدی که مگر خاک در او گردم
میل دارم که چه بادی به هوا خواهم رفت ۶

ای که گوئی به کجا می رود این سید ما
از خدا آمده بودم به خدا خواهم رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۱ - فارغ از نام و نشان خواهیم رفت
گوهر بعدی:غزل ۴۳۳ - عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت
نظرها و حاشیه ها
فرزاد
۱۴۰۲/۲/۲۴ ۱۶:۱۷

درود به شما، انتشار شعر به دقت، توجه و وسواس موشکافانه احتیاج داره، وقتی اشتباهی حتی چاپی، رخ میده، عین ویروس همه جا شیوع پیدا میکنه. در این صفحه آمده :
چون سر دار فنا دار بقا می بخشد
عاشقانه به سردار فنا خواهم رفت
جسارتا بنده معتقدم جای سه واژهٔ (سر دار و سردار) در اینجا اشتباه شده! در مصرع اول منظور سردار(سرهم) (به معنای فرمانده یا خدا) و در مصرع دوم منظور سرِ دار(جدا و با فاصله) (به معنای بالای دار) است. ای کاش در نوشتن و انتشار اشعار از حرکات کسره و فتحه و ضمه وسکون استفاده میشد. به هر حال، اگر اشتباه میکنم پیشاپیش عذر خواهی مرا بپذیرید.

گوهرین: با سلام و احترام. با تشکر از حسن توجه و دقت نظر شما. اصلاح شد.