هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از نعمة الله بیانگر درد هجران و عشق به معشوق است. شاعر از نگاه معشوق، خلوت‌گزینی، امید به وصال، و بلای عشق سخن می‌گوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند جاری شدن آب چشم و دریا گرفتن آن بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.

غزل ۴۳۹ - چشم مستش گوشه ای از ما گرفت

چشم مستش گوشه ای از ما گرفت
گوئیا از ما عنایت وا گرفت ۱

عارفانه خلوتی خالی گزید
کنج خلوتخانهٔ تنها گرفت ۲

دل ز هجرش گر بنالد گو بنال
دیگران را کی بود بر ما گرفت ۳

بر امید وصل او جان عزیز
رفت و بر خاک درش مأوا گرفت ۴

آب چشم ما به هر سو شد روان
سو به سوی ما همه دریا گرفت ۵

در بلای عشق او افتاد دل
زان بلا این کار ما بالا گرفت ۶

نعمة الله رفت از عالم ولی
درگه یکتای بی همتا گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۸ - آتش عشقش خوشی در ما گرفت
گوهر بعدی:غزل ۴۴۰ - گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.