هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر اشتیاق و عشق عمیق شاعر به معشوق است. او با آرزوی دیدار دوباره و سلامت، خود را فدای معشوق میکند و از عشق بیپایانش سخن میگوید. شاعر با وجود ملامتهای عقل، از عشق خود دست نمیکشد و معشوق را به یادآوری خود دعوت میکند. در نهایت، او خود را بندهای وفادار و معشوق را شاه جهان میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۴۵۲ - رفتی به سلامت به سلامت به سلامت
رفتی به سلامت به سلامت به سلامت
امید که آئی و من آیم به سلامت ۱
سر در قدمت بازم و جان را بسپارم
دست من و دامان تو تا روز قیامت ۲
از روی کرم یاد کن این بندهٔ خود را
ای جان به فدای تو و آن نامه و نامت ۳
دل زنده شود چون برسد از تو پیامی
یابیم حیات ابدی ما ز پیامت ۴
هرچند ملامت که کند عقل ز عشقت
عاشق نرود از سر کویت به ملامت ۵
آمد دل و در دام سر زلف تو افتاد
مرغیست مبارک که فتادست به دامت ۶
جانا نظری کن که منم بندهٔ سید
تو شاه جهانی و جهان باد به کامت ۷
امید که آئی و من آیم به سلامت ۱
سر در قدمت بازم و جان را بسپارم
دست من و دامان تو تا روز قیامت ۲
از روی کرم یاد کن این بندهٔ خود را
ای جان به فدای تو و آن نامه و نامت ۳
دل زنده شود چون برسد از تو پیامی
یابیم حیات ابدی ما ز پیامت ۴
هرچند ملامت که کند عقل ز عشقت
عاشق نرود از سر کویت به ملامت ۵
آمد دل و در دام سر زلف تو افتاد
مرغیست مبارک که فتادست به دامت ۶
جانا نظری کن که منم بندهٔ سید
تو شاه جهانی و جهان باد به کامت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۱ - در کوی خرابات نشستم به سلامت
گوهر بعدی:غزل ۴۵۳ - هرگز نبود عاشقی و راه سلامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.