هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بر اهمیت عشق و معشوق تأکید دارد و بیان میکند که بدون عشق، زندگی و جهان بیمعناست. شاعر از جدایی و دوری از معشوق شکایت کرده و ارزش وصال او را یادآور میشود. همچنین، اشارهای به مفاهیم فلسفی مانند عدم و هستی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'جام می' و 'رندان' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۴۶۲ - عمر بی او که بر سر آری هیچ
عمر بی او که بر سر آری هیچ
جان که بی عشق او سپاری هیچ ۱
همه عالم عدم بود بی او
به عدم می روی چه آری هیچ ۲
هر خیالی که نقش می بندی
گر نه آن نقش او نگاری هیچ ۳
یار کز جور یار بگریزد
باشد آن یار هیچ و یاری هیچ ۴
عشق می باز و جام مِی می نوش
به از این کار ، کار داری هیچ ۵
دولت وصل او دمی باشد
آن دم ار ضایعش گذاری هیچ ۶
نعمت الله حریف رندان است
گر تو بیچاره در خماری هیچ ۷
جان که بی عشق او سپاری هیچ ۱
همه عالم عدم بود بی او
به عدم می روی چه آری هیچ ۲
هر خیالی که نقش می بندی
گر نه آن نقش او نگاری هیچ ۳
یار کز جور یار بگریزد
باشد آن یار هیچ و یاری هیچ ۴
عشق می باز و جام مِی می نوش
به از این کار ، کار داری هیچ ۵
دولت وصل او دمی باشد
آن دم ار ضایعش گذاری هیچ ۶
نعمت الله حریف رندان است
گر تو بیچاره در خماری هیچ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۱ - عشق آمد و عقل کرد غارت
گوهر بعدی:غزل ۴۶۳ - ما را به غیر او نبود التفات هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.