هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و سرگردانی عاشق در این مسیر می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیروی محرکه جهان و درمان دردها یاد می‌کند و عشق را گنجی در ویرانه دل می‌داند. همچنین به مستی معنوی و ارتباط با معشوق الهی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده در این شعر، درک آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. این محتوا برای کسانی مناسب است که دارای بلوغ فکری کافی برای درک مفاهیم انتزاعی عرفانی باشند.

غزل ۴۸۷ - عقل کل در عشق سرگردان بود

عقل کل در عشق سرگردان بود
لاجرم دایم چنین حیران بود ۱

چرخ می گردد به عشقش روز و شب
همچو این درویش سرگردان بود ۲

خود گدائی را کجا باشد مجال
اندر آن حضرت که آن سلطان بود ۳

نوش کن دُردی درد او مدام
زانکه دُرد درد او درمان بود ۴

گنج عشق او بجو در کنج دل
گنج او کنج دل ویران بود ۵

روی چون ماهان بود تازه مدام
هر که او امروز در ماهان بود ۶

سید مستان ما دانی که کیست
آنکه دایم مست با مستان بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۶ - جان بی جانان تن بی جان بود
گوهر بعدی:غزل ۴۸۸ - نقل ما چون نقد سرمستان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.