هوش مصنوعی: این متن عرفانی و شاعرانه، به موضوعات عشق، عرفان، فنا در خدا و سرمستی معنوی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق الهی، زندگی جاویدان عاشق و بی‌اعتنایی به دنیا سخن می‌گوید. همچنین به مفاهیمی مانند جنت، عرفان ذات و صفات، و خرابات فنا اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.

غزل ۴۸۸ - نقل ما چون نقد سرمستان بود

نقل ما چون نقد سرمستان بود
در همه عالم از آن دستان بود ۱

دست ما و دامن او بعد از این
خوش بود دستی کز آن دستان بود ۲

روضهٔ ما جنت پر حوریان
بوستان شیخ در ماهان بود ۳

چشم ما تا دید آب رو از آن
در نظر دریای بی پایان بود ۴

هر که باشد عارف ذات و صفات
شاید ار گوئی که او انسان بود ۵

عاشق او زنده باشد تا ابد
جان عاشق زنده از جانان بود ۶

گر خراب است خانهٔ ما باک نیست
جای گنجش در دل ویران بود ۷

هر که آید در نظر ای نور چشم
آن نمی گویم ولیکن آن بود ۸

در خرابات فنا خوش ساکنیم
نعمت الله میر سرمستان بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۷ - عقل کل در عشق سرگردان بود
گوهر بعدی:غزل ۴۸۹ - جان بی جانان تن بی جان بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.