هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، فنا، و سفر روح به سوی معشوق الهی سخن می‌گوید. شاعر از ریزش اشک‌ها، از دست دادن آبرو، و حرکت دل به سوی میخانه (نماد عشق الهی) صحبت می‌کند. در نهایت، اشاره‌ای به فنا در راه خدا و حرکت به سوی نور حقیقت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها مانند 'میخانه' نیاز به درک ادبی و فرهنگی دارد.

غزل ۵۰۹ - خون دل از دیده بر رو می رود

خون دل از دیده بر رو می رود
آبروی ما به هر سو می رود ۱

جمع گشته قطره قطره آب چشم
همچو سیلی سوی هر جو می رود ۲

می رود دل بر در میخانه باز
آفرین بر وی که نیکو می رود ۳

جان به جانان ده که جانان جان تست
جان چه کار آید تو را چو می رود ۴

در بیابان فنا مرد خدا
بی سر و پا خوش به پهلو می رود ۵

آفتابست او و ما چون سایه ایم
می رویم آنجا روان کو می رود ۶

نعمت الله می رود در راه تو
در پیش می رو که نیکو می رود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۸ - چشم ما آبش به هر سو می رود
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰ - آب چشم ما به هر سو می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.