هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، درباره عشق و اسارت در عشق، فداکاری و تسلیم در برابر معشوق است. همچنین اشاراتی به مفاهیمی مانند غارت دل، فتنه و حکمت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۱۷ - ترک چشم مست او دلها به غارت می برد

ترک چشم مست او دلها به غارت می برد
جان فدای او که جان ما به غارت می برد ۱

ملک دل بگرفت و نقد و نسیه را هر کس که دید
ترکتازی می کند آنها به غارت می برد ۲

عاشقیم و ما به عشق او اسیر افتاده ایم
بنده فرمانیم اگر ما را به غارت می برد ۳

گر دل ما می برد شکرانه اش بر جان ماست
جان رها کردیم دل را تا به غارت می برد ۴

بر سر بازار اگر شخصی دکانی می نهد
دکه ویران می کند کالا به غارت می برد ۵

فتنهٔ دور قمر بنگر که چون پیدا شده
آمده تنها و تنها را به غارت می برد ۶

نعمت الله هر چه دارد در نهان و آشکار
یا به حکمت می ستاند یا به غارت می برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۶ - ترک چشم مست او دلها بغارت می برد
گوهر بعدی:غزل ۵۱۸ - خوش بود گر این دوئی یکتا شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.