هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از نعمت الله ولی، بر ضرورت پاکسازی روح از تعلقات دنیوی، تسلیم در عشق الهی، و پذیرش رنج‌های راه سلوک تأکید دارد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، درد، قناعت، و عرفان برای بیان مسیر معنوی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده در شعر، درک آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. این محتوا更适合 افرادی با درک بالاتر از مسائل فلسفی و عرفانی.

غزل ۵۴۲ - دامن از تردامنان جان پدر باید کشید

دامن از تردامنان جان پدر باید کشید
دست خود از دست هر بی پا و سر باید کشید ۱

عشق می بازی طریق عاشقان باید سپرد
میل حج داری بلای بحر و بر باید کشید ۲

دُرد دردت گر دهد چون صاف درمان نوش کن
ور می صافت دهد در دم ببر باید کشید ۳

گر به دور حسن او دیدی بلای او چه سود
چون که ناچار است در دور قمر باید کشید ۴

توتیای دیدهٔ ما خاک پای عاشقان
این چنین خوش توتیائی در بصر باید کشید ۵

نعمت الله را اگر خواهی که مهمانی کنی
سفره ای گرد جهان سر تا به سر باید کشید ۶

ور بقدر همتش سازی سرائی مختصر
چار دیواری به هفت اقلیم در باید کشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۱ - جام گیتی نما به ما بخشید
گوهر بعدی:غزل ۵۴۳ - از احد احمد آشکارا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.