هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از نعمت الله بیانگر پیوند عمیق عشق و جان است که در آن دل زنده میشود و عقل در مقابل عشق سرمست تسلیم میشود. شاعر از اسارت دل در دام معشوق و رهایی از جهان مادی سخن میگوید و تأکید میکند که در دل او جایی برای غیر معشوق وجود ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۵۵ - عشق او با جان ما پیوسته شد
عشق او با جان ما پیوسته شد
زنده آمد دل از آن پیوسته شد ۱
آب چشم ما به گلشن رو نهاد
غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد ۲
عشق سرمست است و می گوید سرود
عقل مخمور است از آن دل خسته شد ۳
مرغ دل در دام زلف او فتاد
سر نهاد و مو به مو پابسته شد ۴
تا به او پیوست جان من تمام
از همه کون و مکان خوش رسته شد ۵
در دل من غیر او را راه نیست
خانهٔ خالی ورا در بسته شد ۶
نعمت الله عاشقانه جان بداد
رند سرمست از جهان وارسته شد ۷
زنده آمد دل از آن پیوسته شد ۱
آب چشم ما به گلشن رو نهاد
غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد ۲
عشق سرمست است و می گوید سرود
عقل مخمور است از آن دل خسته شد ۳
مرغ دل در دام زلف او فتاد
سر نهاد و مو به مو پابسته شد ۴
تا به او پیوست جان من تمام
از همه کون و مکان خوش رسته شد ۵
در دل من غیر او را راه نیست
خانهٔ خالی ورا در بسته شد ۶
نعمت الله عاشقانه جان بداد
رند سرمست از جهان وارسته شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۴ - مه ز برج شرف چو طالع شد
گوهر بعدی:غزل ۵۵۶ - بحر عشقش را کران پیدا نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.