هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر ناتوانی در توصیف وجود الهی و عشق معنوی با مفاهیم مادی است. شاعر با استفاده از تضادها (بود و نابود، مایه و سود) و استعارههایی مانند آتش عشق، ناچیز بودن مفاهیم دنیوی در برابر عشق الهی را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی میکند. نوجوانان در این سن معمولاً توانایی تحلیل چنین مضامینی را دارند.
غزل ۵۹۹ - بود و نابود در نمی گنجد
بود و نابود در نمی گنجد
مایه و سود در نمی گنجد ۱
ای که گوئی مرا وجودی داد
خوش بر وجود در نمی گنجد ۲
آتش عشق عود دل را سوخت
بعد ازاین عود در نمی گنجد ۳
ساقی اینجا کجا و مطرب کو
ساغر و رود در نمی گنجد ۴
چندگوئی که خوش همی سوزم
آتش و دود در نمی گنجد ۵
مایه و سود در نمی گنجد ۱
ای که گوئی مرا وجودی داد
خوش بر وجود در نمی گنجد ۲
آتش عشق عود دل را سوخت
بعد ازاین عود در نمی گنجد ۳
ساقی اینجا کجا و مطرب کو
ساغر و رود در نمی گنجد ۴
چندگوئی که خوش همی سوزم
آتش و دود در نمی گنجد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۸ - ذوق ما در جهان نمی گنجد
گوهر بعدی:غزل ۶۰۰ - مراحالی است با جانان که جانم درنمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.