هوش مصنوعی:
این متن به زیبایی مفهوم مرگ را از دیدگاه عرفانی و معنوی بررسی میکند. شاعر مرگ را نه به عنوان پایان، بلکه به عنوان گذرگاهی به سوی زندگی بهتر و ابدی توصیف میکند. مرگ در این متن به عنوان وسیلهای برای رسیدن به وصال حق و ورود به بهشت تصویر شده است. شاعر تأکید میکند که مرگ برای مومنان شیرین و برای کافران تلخ است و هر کس بر اساس اعتقادات خود با مرگ مواجه میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن نیاز به درک و تجربهی زندگی بیشتری دارد. همچنین، بحث دربارهی مرگ و زندگی پس از مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و سنگین باشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالانی که توانایی درک مفاهیم انتزاعی و معنوی را دارند، مناسب است.
غزل ۲۰۳۷ - چون جان تو میستانی، چون شکر است مردن
چون جانْ تو میسِتانی، چون شِکَّر است مُردن
با تو زِ جانِ شیرین، شیرینتَر است مُردن ۱
بَردار این طَبَق را، زیرا خَلیلِ حَق را
باغ است و آبِ حیوان، گَر آذر است مُردن ۲
این سَر نشانِ مُردن، وان سَر نشانِ زادن
زان سَرکَشی نمیرد، نی، زین مراست مُردن ۳
بُگْذار جسم و جان شو، رَقْصان بِدان جهانْ شو
مَگْریز اگر چه حالی، شور و شَر است مُردن ۴
وَاللّهْ به ذاتِ پاکَش، نُه چَرخْ گشت خاکَش
با قَندِ وَصل، هَمچون حَلْواگر است مُردن ۵
از جانْ چرا گُریزیم؟ جان است جانْ سِپُردن
وَزْ کان چرا گُریزیم؟ کانِ زَر است مُردن ۶
چون زین قَفَص بِرَستی، در گُلْشَن است مَسکَن
چون این صَدَف شِکَستی، چون گوهر است مُردن ۷
چون حَق تو را بِخوانَد، سویِ خودت کَشانَد
چون جَنَّت است رفتن، چون کوثَر است مُردن ۸
مرگ آیِنهست و حُسنَت در آیِنه دَرآمَد
آیینه بَربگوید خوش مَنْظَر است مُردن ۹
گَر مومنیّ و شیرین، هم مومن است مرگت
وَرْ کافریّ و تَلْخی، هم کافَر است مُردن ۱۰
گَریوسُفیّ و خوبی، آیینهاَت چُنان است
وَرْنی در آن نِمایش، هم مُضْطَر است مُردن ۱۱
خامُش، که خوش زَبانی، چون خِضرْ جاودانی
کَزْ آبِ زندگانی، کور و کر است مُردن ۱۲
با تو زِ جانِ شیرین، شیرینتَر است مُردن ۱
بَردار این طَبَق را، زیرا خَلیلِ حَق را
باغ است و آبِ حیوان، گَر آذر است مُردن ۲
این سَر نشانِ مُردن، وان سَر نشانِ زادن
زان سَرکَشی نمیرد، نی، زین مراست مُردن ۳
بُگْذار جسم و جان شو، رَقْصان بِدان جهانْ شو
مَگْریز اگر چه حالی، شور و شَر است مُردن ۴
وَاللّهْ به ذاتِ پاکَش، نُه چَرخْ گشت خاکَش
با قَندِ وَصل، هَمچون حَلْواگر است مُردن ۵
از جانْ چرا گُریزیم؟ جان است جانْ سِپُردن
وَزْ کان چرا گُریزیم؟ کانِ زَر است مُردن ۶
چون زین قَفَص بِرَستی، در گُلْشَن است مَسکَن
چون این صَدَف شِکَستی، چون گوهر است مُردن ۷
چون حَق تو را بِخوانَد، سویِ خودت کَشانَد
چون جَنَّت است رفتن، چون کوثَر است مُردن ۸
مرگ آیِنهست و حُسنَت در آیِنه دَرآمَد
آیینه بَربگوید خوش مَنْظَر است مُردن ۹
گَر مومنیّ و شیرین، هم مومن است مرگت
وَرْ کافریّ و تَلْخی، هم کافَر است مُردن ۱۰
گَریوسُفیّ و خوبی، آیینهاَت چُنان است
وَرْنی در آن نِمایش، هم مُضْطَر است مُردن ۱۱
خامُش، که خوش زَبانی، چون خِضرْ جاودانی
کَزْ آبِ زندگانی، کور و کر است مُردن ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۶۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۳۶ - امروز سرکشان را عشقت زجلوه کردن
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳۸ - از زنگ لشکر آمد، بر قلب لشکرش زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.