هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلباختگی سخن میگوید و با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف سنبلگونه، باد معطر، و خاک درگاه معشوق، احساسات شاعر را بیان میکند. شاعر از عشق بیقید و شرط خود میگوید و حتی حاضر است دل و جان خود را فدای معشوق کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند کفر و ایمان و زیباییهای شرقی و غربی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات فلسفی و عرفانی در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد.
غزل ۶۳۷ - گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد
نافهٔ مشک ختن گیرد به هر سوئی برد ۱
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
لیکن آن بادی که از خاک درت بوئی برد ۲
خاک آن بادم که ما را در هوای عشق تو
ذره ذره گرد گرداند به هر کوئی برد ۳
گر نه کفر زلف تو بر روی ایمان چیره شد
از چه رو رومی جمالی جور هندوئی برد ۴
در ختن با زلف تو گر دم زند مشک ختا
چین زلفت آبروی او به یک موئی برد ۵
دل ببردی از برم جان می بری خوش می کنی
ای خوشا وقت دل و جانی که خوشخوئی برد ۶
سید ار باری برد در عشق تو بار تو است
زانکه خوش باشد که یاری بار مهروئی برد ۷
نافهٔ مشک ختن گیرد به هر سوئی برد ۱
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
لیکن آن بادی که از خاک درت بوئی برد ۲
خاک آن بادم که ما را در هوای عشق تو
ذره ذره گرد گرداند به هر کوئی برد ۳
گر نه کفر زلف تو بر روی ایمان چیره شد
از چه رو رومی جمالی جور هندوئی برد ۴
در ختن با زلف تو گر دم زند مشک ختا
چین زلفت آبروی او به یک موئی برد ۵
دل ببردی از برم جان می بری خوش می کنی
ای خوشا وقت دل و جانی که خوشخوئی برد ۶
سید ار باری برد در عشق تو بار تو است
زانکه خوش باشد که یاری بار مهروئی برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۶ - عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی برد
گوهر بعدی:غزل ۶۳۸ - خوش بود گر او به حالم بنگرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.