هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به توصیف نور الهی، عشق، تقدیر و الطاف خداوند میپردازد. شاعر از ناتوانی در توصیف و درک کامل این مفاهیم متعالی سخن میگوید و بر اهمیت غنیمت شمردن عمر تأکید دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۴۲ - نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد
نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد
او را نتوان دید و نظاره نتوان کرد ۱
با عشق در افتادم و تقدیر چنین بود
تدبیر نمی دانم و چاره نتوان کرد ۲
سریست در این سینه که با کس نتوان گفت
نامش نتوان برد و اشاره نتوان کرد ۳
بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست
از ما و چنین بزم کناره نتوان کرد ۴
نقشش نه نگاریست که بر دست توان بست
او را به سر دست سواره نتوان کرد ۵
ای دوست غنیمت شمر این عمر عزیزت
آری طمع عمر دوباره نتوان کرد ۶
سید دهدم هر نفسی خلعت خاصی
الطاف خداوند شماره نتوان کرد ۷
او را نتوان دید و نظاره نتوان کرد ۱
با عشق در افتادم و تقدیر چنین بود
تدبیر نمی دانم و چاره نتوان کرد ۲
سریست در این سینه که با کس نتوان گفت
نامش نتوان برد و اشاره نتوان کرد ۳
بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست
از ما و چنین بزم کناره نتوان کرد ۴
نقشش نه نگاریست که بر دست توان بست
او را به سر دست سواره نتوان کرد ۵
ای دوست غنیمت شمر این عمر عزیزت
آری طمع عمر دوباره نتوان کرد ۶
سید دهدم هر نفسی خلعت خاصی
الطاف خداوند شماره نتوان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۱ - محبوب دل و راحت جانی چه توان کرد
گوهر بعدی:غزل ۶۴۳ - با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.