هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق یا خداوند است، که در آن شاعر از درد عشق و فنا شدن در راه معشوق سخن میگوید. او تأکید میکند که هیچ سرمایهای ارزشمندتر از این عشق نیست و رسیدن به بقا تنها از طریق فنا در ذات الهی ممکن است. همچنین، متن به مفاهیمی مانند تواضع، نیاز به بخشش و پذیرش خطا اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی دارند.
غزل ۶۴۳ - با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد
با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد
حاصل عمر عزیز است رها نتوان کرد ۱
چشم ما روشنی از نور جمالش دارد
یک دمی نور وی از دیده جدا نتوان کرد ۲
سود و سرمایه همه در سر کارش کردیم
هیچ سودا به از این درد و سرا نتوان کرد ۳
برو از خویش فنا شو به خدا باقی باش
بی فنا پادشهی ملک بقا نتوان کرد ۴
ما حبابیم زده خیمه ای از باد بر آب
بی تکلف به از این نسبت ما نتوان کرد ۵
بینوایان ز در شاه نوا می یابند
گر گدا گریه کند منع گدا نتوان کرد ۶
سیدم اهل صواب است خطائی نکند
توبه گر هست چه گویم که خطا نتوان کرد ۷
حاصل عمر عزیز است رها نتوان کرد ۱
چشم ما روشنی از نور جمالش دارد
یک دمی نور وی از دیده جدا نتوان کرد ۲
سود و سرمایه همه در سر کارش کردیم
هیچ سودا به از این درد و سرا نتوان کرد ۳
برو از خویش فنا شو به خدا باقی باش
بی فنا پادشهی ملک بقا نتوان کرد ۴
ما حبابیم زده خیمه ای از باد بر آب
بی تکلف به از این نسبت ما نتوان کرد ۵
بینوایان ز در شاه نوا می یابند
گر گدا گریه کند منع گدا نتوان کرد ۶
سیدم اهل صواب است خطائی نکند
توبه گر هست چه گویم که خطا نتوان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۲ - نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد
گوهر بعدی:غزل ۶۴۴ - حسن او بر چشم ما پیدا که کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.