هوش مصنوعی:
این متن به موضوعات عشق، عاشقی، و مستی میپردازد و تأکید میکند که عاشقی کاری است که تنها افراد شجاع و بااراده میتوانند انجام دهند. همچنین، اشاره میکند که درد عشق برای عاشقان مانند دارویی شفابخش است و مستی ناشی از عشق، ارزشمندتر از مستی معمولی است. در پایان، به یگانگی و فردیت در دو جهان اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم مرتبط با آن، مناسبتر است برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک بهتر این مضامین را دارند.
غزل ۶۵۰ - به حکایت شراب نتوان خورد
به حکایت شراب نتوان خورد
عشقبازی به عقل نتوان کرد ۱
دُرد دردش دوای جان من است
این چنین درد کی خورد بی درد ۲
عاشقی کار شیر مردان است
کار مردان کجا کند نامرد ۳
آب گل را بگیر خوشبو شو
که گلاب است نزد ما آورد ۴
مژدگانی که عاشق سرمست
می فراوان برای ما آورد ۵
مست باشد مدام مست خراب
از می ما کسی که جا می خورد ۶
نعمت الله را یکی داند
هر که او در دو کون باشد فرد ۷
عشقبازی به عقل نتوان کرد ۱
دُرد دردش دوای جان من است
این چنین درد کی خورد بی درد ۲
عاشقی کار شیر مردان است
کار مردان کجا کند نامرد ۳
آب گل را بگیر خوشبو شو
که گلاب است نزد ما آورد ۴
مژدگانی که عاشق سرمست
می فراوان برای ما آورد ۵
مست باشد مدام مست خراب
از می ما کسی که جا می خورد ۶
نعمت الله را یکی داند
هر که او در دو کون باشد فرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۹ - دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد
گوهر بعدی:غزل ۶۵۱ - عاشقم بر روی نورالله خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.