هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و اخلاقی است که مخاطب را به ترک دنیای مادی و پیوستن به راه عشق و معنویت دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد تا به جای追求 قدرت و سلطنت دنیوی، به دنبال درمان دردهای درونی باشد و با پیوستن به مرشد معنوی (نعمت الله)، به آرامش و رستگاری برسد. شعر با تصاویر زیبا از طبیعت و مینوشی همراه است و بر اهمیت همراهی با یاران و رها کردن هوای نفس تأکید میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشارههایی به مینوشی و مستی دارد که ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۶۵۲ - بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
منور ساز مردم را و هم خلوتسرای خود ۱
ز سلطانی این دنیا چه حاصل ای امیر من
چرا چون ما و جدّ ما نباشی پادشای خود ۲
بیا و دردی ما را ز دست ما روان درکش
و گر درد دلی داری ز خود می جو دوای خود ۳
گلستانست و بلبل مست و ساقی جام می بر دست
حریف باده نوشانیم و خوشوقت از نوای خود ۴
چرا مخمور می گردی بیا و همدم ما شو
قدم در راه یاران زن مزن تیشه به پای خود ۵
روان شد آب چشم ما که با تو ماجرا گوید
دمی بنشین به چشم ما بپرس این ماجرای خود ۶
مرید نعمت الله شو که پیر عاشقان گردی
هوای او به دست آور رها کن این هوای خود ۷
منور ساز مردم را و هم خلوتسرای خود ۱
ز سلطانی این دنیا چه حاصل ای امیر من
چرا چون ما و جدّ ما نباشی پادشای خود ۲
بیا و دردی ما را ز دست ما روان درکش
و گر درد دلی داری ز خود می جو دوای خود ۳
گلستانست و بلبل مست و ساقی جام می بر دست
حریف باده نوشانیم و خوشوقت از نوای خود ۴
چرا مخمور می گردی بیا و همدم ما شو
قدم در راه یاران زن مزن تیشه به پای خود ۵
روان شد آب چشم ما که با تو ماجرا گوید
دمی بنشین به چشم ما بپرس این ماجرای خود ۶
مرید نعمت الله شو که پیر عاشقان گردی
هوای او به دست آور رها کن این هوای خود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۱ - عاشقم بر روی نورالله خود
گوهر بعدی:غزل ۶۵۳ - این که گوئی نعمت الله جان سپرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.