هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف عشق و فداکاری نعمتالله برای معشوق خود میپردازد. او جان خود را با ایمان و خوشحالی به معشوق سپرده و بندگی را با صدق دل انجام داده است. شعر همچنین به مفهوم امانتداری و بخشش اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مورد استفاده نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارند.
غزل ۶۵۳ - این که گوئی نعمت الله جان سپرد
این که گوئی نعمت الله جان سپرد
جان سپرد و جان با ایمان سپرد ۱
جان به جانان دل به دلبر داد و رفت
جان از این خوشتر دگر نتوان سپرد ۲
در هوای گلستان عشق او
جان چو غنچه با لب خندان سپرد ۳
بندگی کرد او به صدق دل تمام
ظاهر و باطن به آن سلطان سپرد ۴
بود میخانه سبیل خدمتش
رفت و آن منصب به این و آن سپرد ۵
جان امانت بود با وی مدتی
خوش امینانه به آن جانان سپرد ۶
دیگری گر جان به دشواری بداد
سید سرمست ما آسان سپرد ۷
جان سپرد و جان با ایمان سپرد ۱
جان به جانان دل به دلبر داد و رفت
جان از این خوشتر دگر نتوان سپرد ۲
در هوای گلستان عشق او
جان چو غنچه با لب خندان سپرد ۳
بندگی کرد او به صدق دل تمام
ظاهر و باطن به آن سلطان سپرد ۴
بود میخانه سبیل خدمتش
رفت و آن منصب به این و آن سپرد ۵
جان امانت بود با وی مدتی
خوش امینانه به آن جانان سپرد ۶
دیگری گر جان به دشواری بداد
سید سرمست ما آسان سپرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۲ - بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
گوهر بعدی:غزل ۶۵۴ - خواجهٔ غافل برفت و جان سپرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.