هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و لطف معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تنها اوست که میتواند درهای دل را بگشاید. شاعر خود را بندهٔ معشوق میداند و از مستی عشق و ضعف عقل سخن میگوید. همچنین، به بخشش و کرم معشوق اشاره میکند که نعمتهای الهی را به خلق میبخشد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به درک بالاتری دارد.
غزل ۶۹۱ - خواب در چشم خوش نمی آید
خواب در چشم خوش نمی آید
گر خیالش به خواب بنماید ۱
چشم دارم که لطف او به کرم
نظری هم به بنده فرماید ۲
خلوت خاص اوست خانهٔ دل
در سرا غیر او نمی شاید ۳
در میخانه او به ما بگشود
این چنین در ، جز او که بگشاید ۴
عشق مست است و عقل مخمورست
به لب خشک باده پیماید ۵
هر که با جام می شود همدم
یک دم از عمر خود بیاساید ۶
بندهٔ سیدم که از کرمش
نعمت الله به خلق بخشاید ۷
گر خیالش به خواب بنماید ۱
چشم دارم که لطف او به کرم
نظری هم به بنده فرماید ۲
خلوت خاص اوست خانهٔ دل
در سرا غیر او نمی شاید ۳
در میخانه او به ما بگشود
این چنین در ، جز او که بگشاید ۴
عشق مست است و عقل مخمورست
به لب خشک باده پیماید ۵
هر که با جام می شود همدم
یک دم از عمر خود بیاساید ۶
بندهٔ سیدم که از کرمش
نعمت الله به خلق بخشاید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۰ - عقل هر دم که در سرود آید
گوهر بعدی:غزل ۶۹۲ - عقل ناقص به کار می ناید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.