هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند خیال، عشق، امید و مستی میپردازد. شاعر از نقشهای خیالی، نور رخشنده، دل عاشق و امید به صبح سخن میگوید و با اشاره به میخانه و مستی، حالتی از شور و شیدایی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میخانه و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۶۹۸ - نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
دستی که از آن نقش بگیرد به سر آید ۱
نقاش به هر لحظه کشد نقش خیالی
آن نقش رود باز به نقش دگر آید ۲
در نور رخش شاهد و معنی بنماید
هر صورت خوبی که مرا در نظر آید ۳
پرسی خبری از دل و دل بی خبر از عشق
از بی خبر ای یار به تو کی خبر آید ۴
ساقی در میخانه گشادست به رندان
کو عاشق مستی که ازین خانه درآید ۵
بگذشت شب و ماه فرو رفت ولیکن
امید که صبح آید و خورشید برآید ۶
صد نعره برآید ز دل عاشق سرمست
گر مطرب ما گفتهٔ سید بسراید ۷
دستی که از آن نقش بگیرد به سر آید ۱
نقاش به هر لحظه کشد نقش خیالی
آن نقش رود باز به نقش دگر آید ۲
در نور رخش شاهد و معنی بنماید
هر صورت خوبی که مرا در نظر آید ۳
پرسی خبری از دل و دل بی خبر از عشق
از بی خبر ای یار به تو کی خبر آید ۴
ساقی در میخانه گشادست به رندان
کو عاشق مستی که ازین خانه درآید ۵
بگذشت شب و ماه فرو رفت ولیکن
امید که صبح آید و خورشید برآید ۶
صد نعره برآید ز دل عاشق سرمست
گر مطرب ما گفتهٔ سید بسراید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۷ - چشمت به تو نور خوش نماید
گوهر بعدی:غزل ۶۹۹ - با رخ او قمر چه کار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.