هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از رنج‌ها و غم‌هایی که به خاطر عشق متحمل شده است، صحبت می‌کند و از معشوق درخواست لطف و محبت می‌کند. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر خودش می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۲۰۴۷ - می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

می‌آیدم زِ رنگِ تو ای یارْ بویِ آن
بَرکَنده‌یی به خشمْ دل از یارِ مِهْربان ۱

از آفتابِ رویِ تو چون شکلِ خشم تافت
پُشتَم خَم است و سینه کَبودم، چو آسْمان ۲

زان تیرهایِ غَمْزهٔ خَشمین که می‌زَنی
صد قامَتِ چو تیر، خَمیده‌ست چونْ کَمان ۳

از پُرسشَم زِ خَشمْ لبِ لَعْلْ بَسته‌یی
جان مانَدَم زِغُصّهٔ این، یا دل و زبان؟ ۴

لُطفِ تو نَردبان بُدِه بر بامِ دولتی
ای لُطفْ واگرفته و بِشْکَسته نَردبان ۵

این لابه‌‌اَم ‌‌به ذاتِ خدا نیست بَهرِ جان
ای هر دَمی خیالِ تو صد جانِ جانِ جان ۶

یاد آر دِلْبَرا که زِ من خواستی شبی
نَقْشی زِ جانِ خون شُده، من دادَمَت نشان ۷

جانا به حَقِّ آن شبْ کانْ زُلفِ جَعْد را
در گَردنَم دَراَفکَن و سَرمَست می‌کَشان ۸

تا جانِ باسَعادت، غَلْطانَ‌‌ هَمی‌رَوَد
چوگانْ دو زُلف و گویْ دل و دشتْ لامَکان ۹

کُرسیِّ عدل نِهْ تو به تبریز، شَمسِ دین
تا عَرشْ نور گیرد و حیران شود جهان ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۴۶ - مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
گوهر بعدی:غزل ۲۰۴۸ - آن کیست ای خدای کزین دام خامشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.