هوش مصنوعی:
این متن به توصیف فضایی عرفانی و عاشقانه میپردازد که در آن از نمادهایی مانند آفتاب، مه، گل، و باده استفاده شده است. شاعر از حالات روحانی، عشق، و مستی معنوی سخن میگوید و به وحدت عاشق و معشوق و فضای خرابات فنا اشاره میکند. در پایان، از نعمتالله و اولیا نیز یاد شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و خرابات ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
غزل ۷۸۶ - آفتابی را به مه بنموده اند
آفتابی را به مه بنموده اند
خم می در ساغری پیموده اند ۱
این عجب بنگر که پنهان گشته اند
آفتابی را به گل اندوده اند ۲
مجلس مستانه ای بنهاده اند
بر همه رندان دری بگشوده اند ۳
باده نوشان در خرابات فنا
فارغ از عالم خوش و آسوده اند ۴
تا خیالش می نماید رو به خواب
بی خیالش یک دمی نغنوده اند ۵
عاشق و معشوق ما با همدگر
هر کجا بودند با هم بوده اند ۶
در ولایت حاکمی اولیا
نعمت الله را عطا فرموده اند ۷
خم می در ساغری پیموده اند ۱
این عجب بنگر که پنهان گشته اند
آفتابی را به گل اندوده اند ۲
مجلس مستانه ای بنهاده اند
بر همه رندان دری بگشوده اند ۳
باده نوشان در خرابات فنا
فارغ از عالم خوش و آسوده اند ۴
تا خیالش می نماید رو به خواب
بی خیالش یک دمی نغنوده اند ۵
عاشق و معشوق ما با همدگر
هر کجا بودند با هم بوده اند ۶
در ولایت حاکمی اولیا
نعمت الله را عطا فرموده اند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۵ - عاشقان از بیش و کم آسوده اند
گوهر بعدی:غزل ۷۸۷ - کشتگان از دم او زنده شدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.