هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و سرمستی ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از رهایی از عقل و تسلیم شدن به عشق، بوسیدن معشوق، و رهایی از قید و بندهای دنیوی مانند صومعه صحبت میکند. او خود را فانی در معشوق و مست از جام عشق او میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و سرمستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
غزل ۸۷۱ - گرفته عشق او دستم دگر بار
گرفته عشق او دستم دگر بار
ز دست عقل وارستم دگر بار ۱
به صد دستان گرفتم دست ساقی
بزن دستی که زان رستم دگر بار ۲
به عشق چشم مست می فروشش
به حمدلله که سرمستم دگر بار ۳
ببستم بر میان زنار زلفش
چو زلفش توبه بشکستم دگر بار ۴
چو دانستم که غیر او دگر نیست
ز غیرت غیر نپرستم دگر بار ۵
مرا گر هست هستی هستی اوست
ز خود فانی به او هستم دگر بار ۶
روان برخواستم از یار و اغیار
خوشی با یار بنشستم دگر بار ۷
به سرمستی لبش را بوسه دادم
لب خود را از آن خستم دگر بار ۸
به کنج صومعه در بند بودم
شکستم بند را جستم دگر بار ۹
ز خود بگسستم و پیوست گشتم
از آن گویم که پیوستم دگر بار ۱۰
حریف سید سرمست اویم
ز جام عشق او مستم دگر بار ۱۱
ز دست عقل وارستم دگر بار ۱
به صد دستان گرفتم دست ساقی
بزن دستی که زان رستم دگر بار ۲
به عشق چشم مست می فروشش
به حمدلله که سرمستم دگر بار ۳
ببستم بر میان زنار زلفش
چو زلفش توبه بشکستم دگر بار ۴
چو دانستم که غیر او دگر نیست
ز غیرت غیر نپرستم دگر بار ۵
مرا گر هست هستی هستی اوست
ز خود فانی به او هستم دگر بار ۶
روان برخواستم از یار و اغیار
خوشی با یار بنشستم دگر بار ۷
به سرمستی لبش را بوسه دادم
لب خود را از آن خستم دگر بار ۸
به کنج صومعه در بند بودم
شکستم بند را جستم دگر بار ۹
ز خود بگسستم و پیوست گشتم
از آن گویم که پیوستم دگر بار ۱۰
حریف سید سرمست اویم
ز جام عشق او مستم دگر بار ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۰ - خوش بر در میخانه نشستیم دگر بار
گوهر بعدی:غزل ۸۷۲ - بی رخ جانان به گلزارم چه کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.