هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از عشق به معشوق (الهی) سخن میگوید و بر اهمیت رها کردن تعلقات دنیوی و سپردن جان به یار تأکید دارد. شاعر از عاشقی، میخواری به عنوان نماد رهایی و بیخودی یاد میکند و بر وحدانیت خداوند صحه میگذارد. در پایان، به گفتههای سید نعمتالله اشاره میکند که خوشی و یاد خدا را توصیه میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عرفانی عمیق و استعارههایی مانند میخواری است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند.
غزل ۸۷۷ - یار یاران یار باش ای یار
یار یاران یار باش ای یار
چه کنی دوستی تو با اغیار ۱
نار چون نار را نمی سوزد
نار شو تا تو را نسوزد نار ۲
سر موئی حجاب اگر داری
به سر ما که ازمیان بردار ۳
جان به جانان سپار و خوش می باش
دل رها کن به خدمت دلدار ۴
کار ما عاشقی و میخواری است
غیر از این نیست عاشقان را کار ۵
رند مست از خمار نندیشد
زان که باشد مدام با اغیار ۶
وحده لاشریک له گفتم
کردم اقرار کی کنم انکار ۷
گرچه دل را تو قلب می خوانی
باشد آن نقد مخزن اسرار ۸
گفتهٔ سیدم خوشی می خواند
نعمت الله ز یاد هم مگذار ۹
چه کنی دوستی تو با اغیار ۱
نار چون نار را نمی سوزد
نار شو تا تو را نسوزد نار ۲
سر موئی حجاب اگر داری
به سر ما که ازمیان بردار ۳
جان به جانان سپار و خوش می باش
دل رها کن به خدمت دلدار ۴
کار ما عاشقی و میخواری است
غیر از این نیست عاشقان را کار ۵
رند مست از خمار نندیشد
زان که باشد مدام با اغیار ۶
وحده لاشریک له گفتم
کردم اقرار کی کنم انکار ۷
گرچه دل را تو قلب می خوانی
باشد آن نقد مخزن اسرار ۸
گفتهٔ سیدم خوشی می خواند
نعمت الله ز یاد هم مگذار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۶ - گر ذات کند ظهور ای یار
گوهر بعدی:غزل ۸۷۸ - در ترقی همیشه باش ای یار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.