هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق (که میتواند انسان یا خدا باشد) است. شاعر از درد و رنجی که معشوق به او میدهد لذت میبرد و آن را درمان خود میداند. او از معشوق میخواهد که به حال او نیز توجه کند و تأکید میکند که تنها او را میخواهد و بدون او هیچ چیز ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کشته شدن به تیغ عشق' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۹۰۸ - درد از تو خوش است و هم دوا نیز
درد از تو خوش است و هم دوا نیز
رنجم بخشی و هم شفا نیز ۱
داری نظری به حال هر کس
می کن نظری به حال ما نیز ۲
بیگانه نگشت از تو محرم
ما خویش توئیم و آشنا نیز ۳
گر کشته شوم به تیغ عشقت
خونم به حل است و خونبها نیز ۴
ای جام جهان نمای باقی
ایمن ز فنائی و بقا نیز ۵
ما از تو به غیر تو نخواهیم
بی تو چه کنیم در سرا نیز ۶
تنها نه منم محب سید
والله که حضرت خدا نیز ۷
رنجم بخشی و هم شفا نیز ۱
داری نظری به حال هر کس
می کن نظری به حال ما نیز ۲
بیگانه نگشت از تو محرم
ما خویش توئیم و آشنا نیز ۳
گر کشته شوم به تیغ عشقت
خونم به حل است و خونبها نیز ۴
ای جام جهان نمای باقی
ایمن ز فنائی و بقا نیز ۵
ما از تو به غیر تو نخواهیم
بی تو چه کنیم در سرا نیز ۶
تنها نه منم محب سید
والله که حضرت خدا نیز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۷ - به کام دل رسیدم باز امروز
گوهر بعدی:غزل ۹۰۹ - شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.