هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از مخاطب میخواهد تا به جمع صوفیان بپیوندد، درد عشق را بپذیرد، و با نوشیدن جام میهای معنوی به سمت کمال و بقا حرکت کند. شعر به مفاهیمی مانند عشق الهی، رهایی از ترسهای دنیوی، و پیوستن به بزم رندان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای شراب و میخواری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رندان و خرابات نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۹۶۵ - بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش
بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش
بیاور دُردی دردش به امید دوا درکش ۱
حریف بزم رندان شو چرا مخمور می گردی
ز دست ساقی باقی می جام بقا درکش ۲
سر کوی بلای او مقام مبتلایان است
اگر تو از بلا ترسی عنان از کربلا درکش ۳
ز خاک پاک سرمستی اگر گردی به دست آری
روان در دیدهٔ جانت بسان توتیا درکش ۴
خراباتست و می درجام و او معشوق می خواران
اگر تو عاشق اوئی به عشق او بیا درکش ۵
اگر در بزم جانبازان زمانی فرصتی یابی
اجازت خواه مستانه بیا و خوش مرا درکش ۶
سوی الله را وداعی کن مرید نعمت الله شو
قدم در ملک باقی نه رقم گرد فنا درکش ۷
بیاور دُردی دردش به امید دوا درکش ۱
حریف بزم رندان شو چرا مخمور می گردی
ز دست ساقی باقی می جام بقا درکش ۲
سر کوی بلای او مقام مبتلایان است
اگر تو از بلا ترسی عنان از کربلا درکش ۳
ز خاک پاک سرمستی اگر گردی به دست آری
روان در دیدهٔ جانت بسان توتیا درکش ۴
خراباتست و می درجام و او معشوق می خواران
اگر تو عاشق اوئی به عشق او بیا درکش ۵
اگر در بزم جانبازان زمانی فرصتی یابی
اجازت خواه مستانه بیا و خوش مرا درکش ۶
سوی الله را وداعی کن مرید نعمت الله شو
قدم در ملک باقی نه رقم گرد فنا درکش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶۴ - روح اعظم نایب حق خوانمش
گوهر بعدی:غزل ۹۶۶ - غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.