هوش مصنوعی:
این متن بیانگر حال و هوای مستی و رهایی از قید و بندهای دنیوی است. شاعر خود را در میخانه و خرابات مغان تصویر میکند، جایی که به همراه بادهنوشان، فارغ از تسبیح و سجاده، به عشق بادهپرست مشغول است. او خود را بندهٔ سید و در عین حال آزاده از تمام ملک جهان میداند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۱۰۱۴ - خوش در میخانهای بگشادهایم
خوش در میخانهای بگشادهایم
بادهنوشان را صلایی دادهایم ۱
جام می بر دست و رندانه مدام
سر به پای خم می بنهادهایم ۲
در خرابات مغان مست و خراب
بر در میخانهای افتادهایم ۳
خرقهٔ خود را به می شستیم پاک
فارغ از تسبیح وز سجادهایم ۴
در هوای عاشق بادهپرست
دایماً بنشسته یا استادهایم ۵
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از همه ملک جهان آزادهایم ۶
بادهنوشان را صلایی دادهایم ۱
جام می بر دست و رندانه مدام
سر به پای خم می بنهادهایم ۲
در خرابات مغان مست و خراب
بر در میخانهای افتادهایم ۳
خرقهٔ خود را به می شستیم پاک
فارغ از تسبیح وز سجادهایم ۴
در هوای عاشق بادهپرست
دایماً بنشسته یا استادهایم ۵
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از همه ملک جهان آزادهایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱۳ - در خرابات مغان مست و خراب افتادهایم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۵ - دل به دلبر جان به جانان دادهایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.