هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از توبه از زهد و زاهدی سخن میگوید و خود را در خرابات و مستی مییابد. او از عشق و صداقت خود میگوید و درد دلهایش را با درد دیگران تقسیم میکند. شاعر خود را رند، مست و آزاده میداند و عشق و اشک را گواهان خود معرفی میکند. در نهایت، او خود را بندهٔ سید خرابات میخواند و اطاعت از او را بیان میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و تصوفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، اشاره به مستی و رندی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۱۰۳۹ - توبه از زهد و زاهدی کردم
توبه از زهد و زاهدی کردم
در خرابات مست می گردم ۱
می خمخانهٔ حدوث و قدم
شادی روی عاشقان گردم ۲
خاطر کس ز من ملول نشد
ننشسته به دامنی گردم ۳
دُردی درد دل همی نوشم
دردمندانه همدم دردم ۴
زن دنیا و آخرت چه کنم
رند و مست و مجرد و فردم ۵
عاشق و صادقم گواهانم
اشک سرخست و چهرهٔ زردم ۶
بندهٔ سید خراباتم
هر چه فرمود بنده آن کردم ۷
در خرابات مست می گردم ۱
می خمخانهٔ حدوث و قدم
شادی روی عاشقان گردم ۲
خاطر کس ز من ملول نشد
ننشسته به دامنی گردم ۳
دُردی درد دل همی نوشم
دردمندانه همدم دردم ۴
زن دنیا و آخرت چه کنم
رند و مست و مجرد و فردم ۵
عاشق و صادقم گواهانم
اشک سرخست و چهرهٔ زردم ۶
بندهٔ سید خراباتم
هر چه فرمود بنده آن کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳۸ - عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۰ - گر بر افروزد آتش در دم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.