هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از زبان عشق سخن میگوید و بیانگر مفاهیمی مانند فنا در عشق، بخشش الهی، و خدمت به معشوق است. شاعر عشق را به عنوان محرم راز و شاه معرفی میکند و از فداکاری و دردهای عاشقانه میگوید.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند فنا و درد عشق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۴۱ - عشق آمد که بلا آوردم
عشق آمد که بلا آوردم
این بلا بهر شما آوردم ۱
دردمندی گه دوا می جوید
دُرد درد است دوا آوردم ۲
عشق گوید که منم محرم راز
خبر سر خدا آوردم ۳
عشق شاهست و منم بندهٔ او
خدمتش نیک به جا آوردم ۴
عمر جاوید به من او بخشید
ورنه من خود ز کجا آوردم ۵
سر خود در هوس دار بقا
بر سر دار فنا آوردم ۶
نعمت الله به همه بخشیدم
بینوا را به نوا آوردم ۷
این بلا بهر شما آوردم ۱
دردمندی گه دوا می جوید
دُرد درد است دوا آوردم ۲
عشق گوید که منم محرم راز
خبر سر خدا آوردم ۳
عشق شاهست و منم بندهٔ او
خدمتش نیک به جا آوردم ۴
عمر جاوید به من او بخشید
ورنه من خود ز کجا آوردم ۵
سر خود در هوس دار بقا
بر سر دار فنا آوردم ۶
نعمت الله به همه بخشیدم
بینوا را به نوا آوردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۴۰ - گر بر افروزد آتش در دم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۲ - دل دارم و جان بدو سپردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.