هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود سخن می‌گوید، با اشاره به پروانه و شمع که نماد عاشقان هستند. او از رنج‌های عشق و میل به وصال معشوق می‌گوید و اعلام می‌کند که حاضر است همه چیز را فدا کند. همچنین، از دوری از عقل و روی آوردن به عشق و می‌نوشی به عنوان نماد رهایی از ریاکاری یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و مفاهیم مربوط به آن، مناسب‌تر است برای سنین بالاتر.

غزل ۱۰۴۶ - شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم

شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم ۱

تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع
از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم ۲

من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی
باز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم ۳

دامن دولت وصل تو اگر دست دهد
دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم ۴

گر حجابی است میان من و تو جان عزیز
حکم فرما که روانش ز میان برگیرم ۵

مدتی شد که ره عقل همی پیمایم
وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم ۶

همچو سید به سراپردهٔ میخانه روم
ترک این زهد ریائی مکدر گیرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۴۵ - بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴۷ - خوش حیاتی که پیش او میرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.