هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از حالتی عرفانی و مستانه سخن میگوید، خود را فدای راه عشق دانسته و پاکی و آزادگی را ستایش میکند. او از وابستگی به غیر پرهیز کرده و خود را بندهٔ عشق و آزاده از قید دنیا میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
غزل ۱۰۵۸ - بر در میخانه مست افتاده ام
بر در میخانه مست افتاده ام
سر به پای خم می بنهاده ام ۱
در خرابات مغان مستانه باز
خوش در میخانه را بگشاده ام ۲
جانسپاری می کنم در راه عشق
هرچه فرماید به جان استاده ام ۳
در نظر روشن بود چون نور چشم
آبروی اشک مردمزاده ام ۴
دامن همت نیالودم به غیر
پاک پاک است دامن سجاده ام ۵
گوهر من باشد از دُر یتیم
تا نپنداری که من بیجاده ام ۶
بندهٔ سید شدم از جان و دل
لاجرم از کائنات آزاده ام ۷
سر به پای خم می بنهاده ام ۱
در خرابات مغان مستانه باز
خوش در میخانه را بگشاده ام ۲
جانسپاری می کنم در راه عشق
هرچه فرماید به جان استاده ام ۳
در نظر روشن بود چون نور چشم
آبروی اشک مردمزاده ام ۴
دامن همت نیالودم به غیر
پاک پاک است دامن سجاده ام ۵
گوهر من باشد از دُر یتیم
تا نپنداری که من بیجاده ام ۶
بندهٔ سید شدم از جان و دل
لاجرم از کائنات آزاده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵۷ - تا گلی از گلستانش چیده ام
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵۹ - من در این ره نیز بوئی برده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.