هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و نور روی معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که با تسلیم جان به جانان، به عمر جاودان دست یافته است. با وجود رنج هجران، به یُمن وصال معشوق، خود را فرخنده و سعادتمند میداند. همچنین، با اشاره به شهادت در راه عشق، دل را زنده و تابنده مانند ماه چارده توصیف میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۰۷۸ - ز نور روی او تابنده گشتم
ز نور روی او تابنده گشتم
امیر و سیدم تابنده گشتم ۱
به جانان جان خود تسلیم کردم
به عمر جاودان پاینده گشتم ۲
اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش
به یُمن وصل او فرخنده گشتم ۳
شدم کشته به تیغ عشق لیکن
شهادت یافتم دل زنده گشتم ۴
ز نور آفتاب سید خود
چو ماه چارده تابنده گشتم ۵
امیر و سیدم تابنده گشتم ۱
به جانان جان خود تسلیم کردم
به عمر جاودان پاینده گشتم ۲
اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش
به یُمن وصل او فرخنده گشتم ۳
شدم کشته به تیغ عشق لیکن
شهادت یافتم دل زنده گشتم ۴
ز نور آفتاب سید خود
چو ماه چارده تابنده گشتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۷ - مدتی در به در به جان گشتم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۹ - آتش عشقش خوشی افروختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.