هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فداکاریهای خود در راه آن سخن میگوید. او از سوختن در آتش عشق، رها کردن نام و ننگ، و آموختن علم عشق صحبت میکند. همچنین، به خریدن گوهری از صراف عشق و دوختن جامهٔ رندان اشاره میکند. در نهایت، حاصل عمر خود را نعمت الهی و اندوختن خوشی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۷۹ - آتش عشقش خوشی افروختم
آتش عشقش خوشی افروختم
نام و ننگ و نیک و بد را سوختم ۱
سوختم پروانهٔ جان و دلم
شمع جمع عاشقان افروختم ۲
خرقهٔ ناموس بدریدم دگر
جامهٔ رندانه ای بردوختم ۳
گوهری بخریدم از صراف عشق
نقد و نسیه در بها بفروختم ۴
عالم عشقم چو من عالم کجاست
عالمی را علم عشق آموختم ۵
نعمت الله حاصل عمر من است
حاصل عمر خوشی اندوختم ۶
نام و ننگ و نیک و بد را سوختم ۱
سوختم پروانهٔ جان و دلم
شمع جمع عاشقان افروختم ۲
خرقهٔ ناموس بدریدم دگر
جامهٔ رندانه ای بردوختم ۳
گوهری بخریدم از صراف عشق
نقد و نسیه در بها بفروختم ۴
عالم عشقم چو من عالم کجاست
عالمی را علم عشق آموختم ۵
نعمت الله حاصل عمر من است
حاصل عمر خوشی اندوختم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۸ - ز نور روی او تابنده گشتم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۰ - مست می ملامتم نیست سر سلامتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.