هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساس وابستگی به الطاف الهی و بیاعتنایی به دنیا و خیالات دیگران است. شاعر خود را سرمست از عشق الهی میداند و بر این باور است که در خرابات مغان (نماد عرفان و رهایی) به عنوان سید سرمستان حضور دارد. او تأکید میکند که همه چیز را جلوهای از معشوق حقیقی میبیند و به هیچ چیز جز عشق توجهی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند 'خرابات مغان' و 'سید سرمستان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۱۱۰۰ - ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم
هرچه باشند به ما ، ما به جهان می باشیم ۱
دیگران در هوس نقش خیالند و ما
نقش بندیم خیالی که مگر نقاشیم ۲
نبود هیچ حجابی که به آن محجوبیم
ور بود یکسر موئیش روان بتراشیم ۳
گو همه خلق بدانند که ما سرمستیم
از تو پنهان نبود در همه عالم فاشیم ۴
زاهدان را به خرابات مغان نگذارید
خانهٔ ماست که رندان خوش او باشیم ۵
هرچه بینم همه دلبر خود می نگریم
لاجرم یک سر موئی دل کس نخراشیم ۶
در خرابات مغان سید سرمستانیم
تا که بودیم چنین بود و چنان می باشیم ۷
هرچه باشند به ما ، ما به جهان می باشیم ۱
دیگران در هوس نقش خیالند و ما
نقش بندیم خیالی که مگر نقاشیم ۲
نبود هیچ حجابی که به آن محجوبیم
ور بود یکسر موئیش روان بتراشیم ۳
گو همه خلق بدانند که ما سرمستیم
از تو پنهان نبود در همه عالم فاشیم ۴
زاهدان را به خرابات مغان نگذارید
خانهٔ ماست که رندان خوش او باشیم ۵
هرچه بینم همه دلبر خود می نگریم
لاجرم یک سر موئی دل کس نخراشیم ۶
در خرابات مغان سید سرمستانیم
تا که بودیم چنین بود و چنان می باشیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹۹ - فاش شد نام ما که قلاشیم
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۱ - ما حلقه به گوش می فروشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.