هوش مصنوعی:
شاعر در این متن خود را سید سرمستان معرفی میکند که با وجود ظاهر فقیرانه، از گنج باطنی برخوردار است. او به دنبال درمان دردهاست و با وجود گدایی از در شاه، خود را سلطان دو جهان میداند. شاعر ادعا میکند که حقیقت را میداند و آنچه را که دیگران میگویند، خود همان است. او نعمتالله را به همه نشان داده و اسرار پیدا و پنهان را میداند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۰۱ - بندهٔ سید سرمستانیم
بندهٔ سید سرمستانیم
همه عالم به جوی نستانیم ۱
نقطه ای در الفی می یابیم
در کتبخانه کتب می خوانیم ۲
باطنا گنج فراوان داریم
ظاهراً گرچه بسی ویرانیم ۳
دُرد دردش به دوا می جوئیم
دردمندانه پی درمانیم ۴
از در شاه گدائی کردیم
لاجرم در دو جهان سلطانیم ۵
آنکه گویند و همانش خوانند
گر تو آن می طلبی ما آنیم ۶
نعمت الله به همه بنمودیم
سر پیدا و نهان می دانیم ۷
همه عالم به جوی نستانیم ۱
نقطه ای در الفی می یابیم
در کتبخانه کتب می خوانیم ۲
باطنا گنج فراوان داریم
ظاهراً گرچه بسی ویرانیم ۳
دُرد دردش به دوا می جوئیم
دردمندانه پی درمانیم ۴
از در شاه گدائی کردیم
لاجرم در دو جهان سلطانیم ۵
آنکه گویند و همانش خوانند
گر تو آن می طلبی ما آنیم ۶
نعمت الله به همه بنمودیم
سر پیدا و نهان می دانیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۰ - ما بندهٔ مطلق خدائیم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۲ - به سر خواجه که ما مستانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.